تجربه مدرنيته تهران
"همان طور كه همه چيز در فراشد بيوقفه آميزش و آلودگي جوهر خود را از دست ميدهد، و ابهام جايگزين اصالت ميشود، شهر نيز از اين روند گريزي ندارد. شهرهاي بزرگ كه قدرت بينظير حفظ كننده و اطمينان دهندهشان دور كساني را كه در آرامش قلعه آنها مشغول كارند ميگيرد؛ و با تنگ كردن منظر افقشان، آگاهيشان نيروهاي هميشه هوشيار طبيعت را ميزدايد، از همه سو مورد تهاجم روستا قرار ميگيرد، و نه با منظر زيباي روستا بلكه بخشي كه در طبيعت آزاد از همه زنندهتر است: زمين شخم زده، و بزرگراهها، و آسماني كه سرخي لرزان شبانه ديگر آن را نميپوشاند".
والتر بنيامين-خيابان يكطرفه
1. مباني نظري
درباره شناخت تجربه مدرنيته تهران، توجه به چهار مسأله نظري مهم است؛
1. مدرنيته، امروزه جهاني شده است و ايرانيان نيز همچون هر نقطه اي ديگر از اين جهان با مدرنيته درگير شدهاند و آن را به شكل و نوعي در حال تجربه هستند.
2. پرداختن به فضا و مكانها، لازمه فهم مدرنيته در هر منطقه خاص هستند. به اين معنا كه در هر فضايي، مدرنيته به گونهاي فهم ميشود. اين فضا و مكان همان شهر است.
3. در درون اين فضاها نيز مدرنيته تصويري يكدست ارائه نميدهد. تناقضات و تعارضات مدرنيته، در شهر، خود را مينماياند.
4. لازمه شناخت تناقضات و تعارضات مدرنيته در هر فضايي مستلزم شناخت ميانجيهايي است كه اين وضعيت را در خود انعكاس دادهاند. اين ميانجيها همان امر روزمره و تجربههاي زيسته ساكنان هر شهري، همچون تهران است.
ادامه مطلب
