تبليغاتX
تجربه زیسته

تجربه زیسته

 

خريدوفروش نماد در پاساژ

 

امروزه شايد براي بسياري هيچ كاري به اندازه "خريدن" ، بالاخص لباس، لذت بخش نباشد. تمام شهر پر شده است از مغازه‌ها و ويترين‌هاي رنگارنگ عرضه لباس و تماشاگراني (گاه تبديل مي‌شوند به خريدار) كه با ولع و پشتكاري قابل توجه در حسرت داشتن آن‌ها مي‌سوزند .اين ميل باعث شده مراكز اصلي تجمع در شهرهاي بزرگي همچون تهران، فروشگاه‌ها و مغازه‌هاي به هم پيوسته عرضه لباس و كفش باشد كه تمام شهر را در برگرفته‌اند.

 

1.

مراکز خريد در سه پارادايم عمده تئوريزه مي‌شوند. يکي پارادايم چپ انتقادي که معتقد است مراکز خريد ماشين‌هاي توليد مصرف‌کننده‌هاي همسان هستند که در نهايت به تباهي آنها مي‌انجامد. مهمترين تئوري‌پرداز اين پارادايم "ژان بودريار" است. او معتقد است ما در جهاني زندگي مي‌کنيم که مصرف تمامي زندگي ما را در برگرفته و از معنا تهي کرده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 2:16  توسط امین بزرگیان  | 

عشق ونفرت چرخ دار

 

 الف)

پيكرهاي متعدد و متنوع آهني متحرك در خيابان هاي شهرهاي بزرگ ، از پارادوكس عجيبي عذاب مي كشند.درواقع اتومبيل ها در تهران بدون"منطق رفتاري" به نظر مي آيند.

 شهرها همواره توسط مدرنيزاسيون و سياست هاي دولت، مهاجرپذير و انباشته مي شوند و شهرنشينان، درون روابط پيچيده شهر و در ميانه فشارهاي سنگين خواست برخورداري از سرمايه هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي- در هوس خريد پوشاك، خانه، اتومبيل،مدرك تحصيلي و ... - مشتاقانه مي سوزند.

    شهرها بزرگ مي شوند، جمعيت زياد مي شود، اتومبيل ها افزايش مي يابند، اتوبان ها ساخته مي شود ؛ اما ناگهان براي حضور بدن هاي آهني (اتومبيل) در خيابان، ممنوعيت ايجاد مي شود. به اين دليل كه هوا آلوده و شهر شلوغ شده است. در اينجاست كه پارادوكس(تناقض) خود را باز مي نماياند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 2:25  توسط امین بزرگیان  | 

 روشنفكران و موقعيت سياست‌زدا شده

 

محمدرضایی در وبلاگشwww.velashedi.blogfa.com)) مساله ای راپیش کشیده است درباب نسبت میان پروژه دموکراسی درایران وامکان تحلیلی ای که مطالعات فرهنگی می گشاید.این نوشته به همین بهانه است.

 

1-

از پرسش‌هاي مهم در مطالعات فرهنگي، چگونگي شكل‌گيري ذهنيت‌هاي اجتماعي يا تكوين «سوژه» است. بي‌شك شكل‌گيري سوژه در بررسي‌هاي مطالعات فرهنگي ارتباط وثيقي با مفهوم «قدرت» دارد. به اين معنا كه تا چه ميزان سوژه تحت‌تاثير قدرت، شكل‌ مي‌گيرد و نيز تا چه حد سوژه، قدرت مسلط را بسط مي‌دهد.

ديدگاه مسلط در مطالعات فرهنگي، بازتوليد سلطه توسط سوژه (هژموني) را مستلزم گفتمان‌هاي ايدئولوژيكي مي‌داند كه به توليد مجموعه رمزهايي مي‌پردازد كه سوژه از طريق آن، زندگي خود و جايگاهش در مناسبات اجتماعي را معنا مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 3:3  توسط امین بزرگیان  |