تبليغاتX
تجربه زیسته

فوتبال وتمدن بدن

 

A

 بخشی از جذابیت صنعت فوتبال بی­شک ناشی از حضور عینی "بدن" در استادیوم­ها و جلوي دوربین­های تلویزیونی است. "بدن" در فوتبال، به طور کامل "نمایش" داده می­شود و از قواعدی پیروی می­کند. شاید بتوان گفت فوتبال جایی است که "بدن" اعتبار از دست رفته­اش در دنیای مدرن را بار دیگر به دست می­آورد.

بدن در وضعیت جدید در برابر قدرت "تکنولوژی" و "قانون"، هضم و سرکوب شد و به"ذهن" تقلیل یافت.در واقع بدن در دوره جدید تبدیل به پوسته­ای شد که تنها از "ذهن" مراقبت می­کرد. کارهای سخت بدنی مرسوم در دنیای سنت، به تکنولوژی محول و تحت انقیاد "قانون"، بدن پنهان شد.

در زمین­های کشاورزی، بدن آزاد و رها به نظر می­رسید و میزان توانایی و قدرتش، میزان محصول و درآمد را تعیین می­کرد؛ حتی از بدن حیوانات نیز همین تعبیر وجود داشت؛امادر دنیای جدید، قانون و تکنولوژی، بدن را محدود و تضعیف و آن را تبدیل به "هدف مصرف" کرد. در وضعیت پیشین، بدن "ابزار مصرف" بود، یعنی وسیله­ای بود که برای تولید و سپس مصرف به کار برده می­شد (سوژه تغییر)، اما در دوره متأخر، این مصرف بود که  بدن را صورت بندی کرد، تنظیم کرد، آرایش کرد و لاغر کرد تا مصرف کند (ابژه تغییر).به عبارتی دیگر بدن، "هدف مصرف" شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

لذت لو رفتن تن ونظام اقتصادی

 

"تن جامعه درامتداد تن حاکم است."            میشل فوکو/مراقبت وتنبیه

1.

در هفته­های اخیر، پخش غیراخلاقی فیلمی منسوب به یکی از بازیگران سریان پربیننده "نرگس" تبدیل به یکی از موضوعات محوری اکثر گفتگوها شد. حتی پلیس با ورود به این مسأله خودکشی بازیگر را تکذیب کرد و به مراقبت از حوزه خصوصی هشدار داد. سی­دی­ها منتشر و نظام مبادله اقتصادی برپا شد؛ نظام اقتصادی که از فاش ساختن حوزه خصوصی یک فرد سود می­برد. شاید در این بین بی­اهمیت­ترین موضوع، واقعی بودن یا ساختگی بودن آن فیلم است، مهم رموز لو رفته، معاملات اقتصادی شکل گرفته و حضور پلیس است.

2.

 میشل فوکو در کتاب "تاریخ جنسیت" می­گوید که قرن 17 دوره حرکات و اشارات آشکار و مستقیم بود، دوره­ای که گفتار خالی از شرم و گنهکاری، آشکار بود، دورانی که در آن بدن­ها نمایش داده می­شدند و آزادانه با هم اختلاط می­کردند و کودکان آگاه از امور جنسی در میان خنده بزرگسالان می­لولیدند. اما در دوره بورژوازی و تا پیش از میانه قرن 19، سکسوآلیته محدود به خانه و در خانه نیز به اتاق خواب پدر و مادر محصور شد؛ سکسوآلیته­ای که باقی مانده بود به تعبیر فوکو، خالی از شور و لذت و فایده­گرایانه شده بود.

سکسوآلیته در وضعیت جدید تنها ابزاری برای بازتولید بود؛ بازتولید انسان و نیز قوانین بورژوازی ویکتوریایی.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 |

 

خريدوفروش نماد در پاساژ

 

امروزه شايد براي بسياري هيچ كاري به اندازه "خريدن" ، بالاخص لباس، لذت بخش نباشد. تمام شهر پر شده است از مغازه‌ها و ويترين‌هاي رنگارنگ عرضه لباس و تماشاگراني (گاه تبديل مي‌شوند به خريدار) كه با ولع و پشتكاري قابل توجه در حسرت داشتن آن‌ها مي‌سوزند .اين ميل باعث شده مراكز اصلي تجمع در شهرهاي بزرگي همچون تهران، فروشگاه‌ها و مغازه‌هاي به هم پيوسته عرضه لباس و كفش باشد كه تمام شهر را در برگرفته‌اند.

 

1.

مراکز خريد در سه پارادايم عمده تئوريزه مي‌شوند. يکي پارادايم چپ انتقادي که معتقد است مراکز خريد ماشين‌هاي توليد مصرف‌کننده‌هاي همسان هستند که در نهايت به تباهي آنها مي‌انجامد. مهمترين تئوري‌پرداز اين پارادايم "ژان بودريار" است. او معتقد است ما در جهاني زندگي مي‌کنيم که مصرف تمامي زندگي ما را در برگرفته و از معنا تهي کرده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در شنبه سی و یکم فروردین 1387 |

عشق ونفرت چرخ دار

 

 الف)

پيكرهاي متعدد و متنوع آهني متحرك در خيابان هاي شهرهاي بزرگ ، از پارادوكس عجيبي عذاب مي كشند.درواقع اتومبيل ها در تهران بدون"منطق رفتاري" به نظر مي آيند.

 شهرها همواره توسط مدرنيزاسيون و سياست هاي دولت، مهاجرپذير و انباشته مي شوند و شهرنشينان، درون روابط پيچيده شهر و در ميانه فشارهاي سنگين خواست برخورداري از سرمايه هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي- در هوس خريد پوشاك، خانه، اتومبيل،مدرك تحصيلي و ... - مشتاقانه مي سوزند.

    شهرها بزرگ مي شوند، جمعيت زياد مي شود، اتومبيل ها افزايش مي يابند، اتوبان ها ساخته مي شود ؛ اما ناگهان براي حضور بدن هاي آهني (اتومبيل) در خيابان، ممنوعيت ايجاد مي شود. به اين دليل كه هوا آلوده و شهر شلوغ شده است. در اينجاست كه پارادوكس(تناقض) خود را باز مي نماياند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 |

 روشنفكران و موقعيت سياست‌زدا شده

 

محمدرضایی در وبلاگشwww.velashedi.blogfa.com)) مساله ای راپیش کشیده است درباب نسبت میان پروژه دموکراسی درایران وامکان تحلیلی ای که مطالعات فرهنگی می گشاید.این نوشته به همین بهانه است.

 

1-

از پرسش‌هاي مهم در مطالعات فرهنگي، چگونگي شكل‌گيري ذهنيت‌هاي اجتماعي يا تكوين «سوژه» است. بي‌شك شكل‌گيري سوژه در بررسي‌هاي مطالعات فرهنگي ارتباط وثيقي با مفهوم «قدرت» دارد. به اين معنا كه تا چه ميزان سوژه تحت‌تاثير قدرت، شكل‌ مي‌گيرد و نيز تا چه حد سوژه، قدرت مسلط را بسط مي‌دهد.

ديدگاه مسلط در مطالعات فرهنگي، بازتوليد سلطه توسط سوژه (هژموني) را مستلزم گفتمان‌هاي ايدئولوژيكي مي‌داند كه به توليد مجموعه رمزهايي مي‌پردازد كه سوژه از طريق آن، زندگي خود و جايگاهش در مناسبات اجتماعي را معنا مي‌كند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در جمعه دوم فروردین 1387 |

هراس اخلاقی ازشبح سیگار

 

«قدرت، همواره شيوه انجام عمل بر روي فاعل عمل است؛ زيرا فاعلِ عمل، عمل مي‌كند و يا قادر به انجام عمل است.» ميشل فوكو؛ سوژه و قدرت

«جوامع هرازگاهی درمعرض دورانهایی ازهراس اخلاقی  (moral panics)قرارمی گیرند.یک وضعیت یایک اپیزودکه یک شخص یاگروههایی ازافرادبه عنوان تهدیدی برای ارزشها ومنافع اجتماعی تعریف می شوند.رسانه های جمعی به طورپیش داورانه ای به موضوع می پردازند.سردبیران،کشیشان وسیاستمداران ودیگروابستگان به جناح راست پشت سنگرهای اخلاقی موضع می گیرند.متخصصین وکارشناسان راه حل ارایه می دهند وشیوه های حل مساله مطرح می شود،اما ناگهان این وضعیت یا ازبین می رودیاوخیم ترمی شود.گاهی اوقات موضوع هراس انگیزکاملا جدیدونواست،اماگاهی اوقات هم موضوعی است که قبلاوجود داشته ولی اینک احیاشده است.گاهی اوقات هراس فراموش می شودوفقط درفولکلوروحافظه جمعی می ماند اماگاهی اوقات هم پیامدهای جدی تروبادوام تری داردوممکن است تحولاتی رادرسیاست اجتماعی،قانون گذاری وحتی درنحوه تصوریک جامعه ازخودش ایجادنماید.» اسننلی کوهن؛شیاطین محلی وهراس اخلاقی

 

1

نوشتن دربارة «سيگار» مخاطره‌آميز است؛ همچون نوشتن درباره امر مسلط. در بين اجزاي زندگي روزمره، شايد هيچ اُبژه‌اي به اندازه سيگار، در خانواده‌ها به امر پروبلماتيك تبديل نشده است. ترس از نوشتن دربارة سيگار نيز از همين جا برمي‌خيزد كه اين نوشتار، ابتذال‌نامه تلقي شود و وضعيت نويسنده، پروبلماتيك شود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 |

1

والتر بنيامين در مقاله «قصه‌گو؛ تاملاتي در آثار نيكلاي لسكوف» جهاني را وصف مي‌كند كه به سبب مدرنيزاسيون و جنگ نابود و ويران شده و بدن آدمي در زير فشارهاي جنگ صنعتي مدرن له شده است. در چنين وضعيتي، زندگي روزمره آدميان دستخوش تحولات شگرفي شده و ضرباهنگش تغيير اساسي كرده است. بنيامين مهم‌ترين تحول رخ داده را در زندگي روزمره در دوران جديد، سرگرداني «تجربه» مي‌داند.

او مي‌گويد شايد در دوره جديد به سبب اتفاقات متعدد و متنوع، بر تعداد تجربيات انسان‌ها افزوده شده باشد اما اين تجربه‌ها سرگردانند؛ زيرا نمي‌توانند درون معناي زندگي جاي گيرند. از نظر بنيامين تجربه‌هاي روزمره مدرن نمي‌توانند شكلي قابل تبادل پيدا كنند و به همين سبب قابليت شناخت، نقد و تغيير را نيز ندارند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در پنجشنبه نهم اسفند 1386 |

تحليلي از منظر مطالعات فرهنگي بر وضعيت موتور در ايران

پيشکش به عباس جان نثاري ومريم طوسي

 

۱

الف)  اعتبار موتورسيكلت از جايي آغاز مي‌شود كه اتومبيل دچار بحران كاركردي مي‌شود. سرعت در جابه‌جايي كالا، انسان و پيام يكي از مهم‌‌ترين ويژگي‌هاي دوران جديد است. هواپيماها و كشتي‌هاي غول آسا، رسانه‌هاي جمعي و تجهيزات جديد مخابراتي و نيز اتومبيل، وسايل و تجهيزاتي‌اند كه سعي دارند ميل به «سرعت» انسان مدرن را اجابت كنند، اما تجربه زيست مدرن با همه موفقيت‌ها و پيشرفت‌هايش، آكنده است از شكست‌ها، ناكامي‌ها و كندي‌ها.

 آن هنگام كه هواپيمايي سقوط مي‌كند (تصوير آشنا براي ماي ايراني) و بسياري از انسان‌ها را به كام مرگ و كالاهايي را به كام نابودي مي‌كشاند يا كشتي غرق مي‌شود، آن هنگام كه رسانه‌هاي جمعي به دستگاهي در جهت ترويج ابتذال و بلاهت مبدل مي‌شوند و آن هنگام كه اتومبيل در ميانه ترافيك، سرگردان و خسته، كاركردش تماماً نابود مي‌شود و به جاي سرعت، كندي را به ارمغان مي‌آورد، شكست‌ها و ناكاميابي‌ها سرباز مي‌كند. مزيت نسبي موتور سيكلت براي ارضاي ميل از دست رفته سرعت (در مقام هيستري شهرنشينان)، در مواجهه با بدن‌هاي مرده اتومبيل‌هاي گرفتار در عذاب ترافيك، خود را مي‌نماياند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در یکشنبه نهم دی 1386 |

ميگان موريس و نظریه پردازی برعلیه بومی گرایی

مرکززدایی ازبیرمنگام

 

تنیا لیوایز(دانشگاه ملبورن)

 

در سالهاي اخير، مطالعات فرهنگي استراليايي ، رسميت معناداري در عرصه بين المللي بدست آورده است.  با وجود اين رويداد ، تلاشهايي براي ترسيم روند اين شكل گيري آگاهانه صورت گرفته است . اين نوشته با بررسي زندگي نامه تئوري پرداز برجسته مطالعات فرهنگي استراليايي ، ميگان موريس، سعي دارد اين روند تاريخي را توضيح دهد . رشد و توسعه روشنفكري موريس ، به شدت متاثر از تركيبي از سنت هاي روشنفكرانه جهاني و محلي است . اين مقاله با نوع خاصي از تبار كاوي روشنفكري – به عنوان روشي براي روشن ساختن پيچيدگي ها در تغييرات محلي و ملي با توجه تاثيرات مسايل فرامليتي – به توسعه مطالعات فرهنگي در استراليا ياري مي رساند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در چهارشنبه سی ام آبان 1386 |

 این متن صورت بازنویسی شده مقاله قبلی من با همین عنوان است که دوباره با تغییرات گسترده ارائه می شود.تشکر میکنم ازعباس جان نثاری که تکه های ناروشن نوشته ام را متذکرشد.

 

1.

بسیاری می پندارند _ به خصوص آسیب شناسها _ که تغییرات فرهنگی دردهه اخیر ایران تماما ماحصل فرهنگ دیگر ورقیب است.اصولا براین اساس کارفرهنگی ازنظرآنان، صورت بندی میدان کارزار ومبارزه با"دیگری" است.هرچند که نمی توان حقیقت این میدان را انکارکرد،اما باید به این نکته توجه کرد که بسیاری ازتغییرات فرهنگی ماحصل تغییرات اجتماعی است.ماحصل مدرنیته است .

 تجدد،تغييرات ريشه اي در كيفيت زندگي روزمره پديد مي آوردوبرخصو صي ترين وجوه تجربيات ما تاثير مي نهد.بااين وصف، تغييرات حاصل از نهادهاي امروزين به طورمستقيم بازندگي فردي وبنابراين ، با خودما مي‏آميزند.

يكي ازريشه اي ترين تغييرات ،ظهور وحضور "سرعت" درزندگي روزمره انسان جديداست. سرعت انتقال، از ويژگي‌هاي دنياي جديد است. سرعت درگردش پول، سرعت در خبر رساني و سرعت در حمل و نقل. در دنياي جديد زمان اهميت فوق العاده اي مي يابدتا جايي كه خريده ميشود.ازمهمترين كاركردهاي وسايل نقليه اي همچون اتوموبيل نيز سرعت است.سرعت درجابجايي برای خریدن زمان.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 |

این متن صورت بازنویسی شده مقاله قبلی من با همین عنوان است که دوباره با تغییرات گسترده ارائه می شود.

 

1.

باوجود تاکیدات "کارل مارکس"، درگير شدن غرب در دو جنگ جهانى پياپى و تجربه ركود اقتصادى پايان دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ مانع از آن شدند كه جامعه شناسان به پديده "مصرف" به قدر كافى توجه كنند.

 با پايان گرفتن جنگ جهانى دوم بود كه اهميت مصرف ناگهان به چشم آمد و جامعه شناسان و فلاسفه بيش از اقتصاددانان به آن توجه كردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 |

«كيست كه حتي يك بار هنگامي كه از مترو به هواي آزاد آمده و قدم به آفتاب درخشان گذاشته، از خود بي خود نشده باشد؟ در صورتي كه خورشيد همين چند دقيقه پيش كه پايين مي‌رفت، به همين روشني مي‌درخشيد. چه زود هواي جهان بالا را فراموش كرد، و جهان نيز به نوبه خود، او را به همين زودي فراموش كرد.»

والتر بنيامين ـ خيابان يك طرفه


1.

مدرنيته با همه كاميابي‌ها و شكست‌هايش، در تجسّد يافته‌ترين شكل خود يعني شهر بروز و ظهور مي‌يابد. شهر در واقع كالبد مدرنيته است؛ محيطي است كه به تعبير "مارشال برمن"  ماجرا، قدرت ، شادي، رشد و دگرگوني مدرنيته را در خود انعكاس مي‌دهد.برمن در كتاب "تجربه مدرنيته" خود سعي دارد نشان دهد كه مدرنيته در شهر تجربه مي‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 |

 

    

امروزیاامروزه زیست جهان مااز "صدا" لبریزاست. "سکوت"شکلی نوستالوژیک یافته ودرقبال جای "خلوت"همه حاضربه پرداخت پول هستند.حتی تولیدکنندگان جدی صدا(گروههای موسیقی،خوانندگان و.....)هم به تقدیس سکوت می پردازند.امروز درکمتراتومبیل،رستوران یا مکان عمومی می توان رفت ونوای موسیقی را نشنید؛حضورهمه جایی ضبط صوت.این "هاله زدایی" ازموسیقی وحضورمداوم صدا ازویژگی های تازه ای برخوردار است:عموما متفاوت ازرادیو(رسانه جمعی )عمل می کند؛یعنی فارغ از نوای رسمی.ودوم اینکه گویای تمایل افرادبرای نمایش امیال خصوصی وفردی خود(سبک زندگی،باورهاو....) – بعضی اوقات باحداکثرصدا – درحوزه عمومی است.          

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در چهارشنبه بیستم تیر 1386 |

    

1-

لاغري و باريك اندامي از ارزش هاي مدرنيته متأخر است.می توان گفت که باریک اندامی یکی از مهمترین شاخصه های سبک زندگی درنیم قرن اخیر است.

"گروگن" با ارجاع به تحقيق از "پير بورديو" مي نويسد: "در جوامع غربي باريك اندامي صفت با ارزشي براي زنان تلقي مي شود كه به وسيله آن، جذابيت، كنترل بر نفس، مهارت اجتماعي، موفقيت شغلي و جواني، تداعي مي شود."


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 |

 

چاله‌هاي خيابان را پر نكنيد،لطفا

1.

 يكي از رايج ترین اعتراضات در عرصهء عمومي شهرهاي بزرگ ايران، اعتراض نسبت به ناهمواري آسفالت خيابان‌ها يا همان معضل "چاله- چوله‌هاي شهري" است.

گاهی اوقات اینگونه بنظرمی رسدکه همه،ودرهمه اوقات نسبت به ناهمواری خیابانها وکوچه ها شاکی ومعترض اند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در یکشنبه بیستم خرداد 1386 |

1)

بدن معين، بدن مقتدري نيست. او يك ابژه سياسي با بدني كاملاً معمولي است.
معين سيد نيست يعني اقتدار مذهبي ندارد. روحاني نيست يعني اقتدار مذهبي-حكومتي ندارد. لباس نظامي، قبل و بعد از انتخابات نپوشيده است يعني اقتدار نظامي ندارد. حضور مداوم چنداني در تلويزيون نداشته است يعني اقتدار رسانه‌اي ندارد، حتي معين چهره زيبا و جذابي ندارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 |

1.

سال گذشته در همین اوقات (خرداد ماه سال 85)علی دایی "ابژه تنفربرانگیز"جامعه و مطبوعات ایران بود؛ درست بعداز پایان مسابقات بین المللی فوتبال.اما امسال،برعکس،او بعداز قهرمانی سایپا دراولین تجربه مربی گری اش ناگهان تبدیل به "افتخارملی" شد.کار تاجایی بالا گرفت که یکی از گزارشگران دولتی فوتبال - جواد خیابانی - اورا عامل شناخت فوتبال برای ایرانی ها معرفی کرد! 

علی دایی یکی از بی شمارنمونه های وضعیت تناقض آمیز ماست.ابژه ای است که به گونه ای دوگانه هم حس  تنفررا برمی انگیزاند وهم حس عشق را.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 |
الف)
پيكرهاي متعدد و متنوع آهني متحرك در خيابان هاي شهرهاي بزرگ ، از پارادوكس عجيبي عذاب مي كشند.درواقع اتومبيل ها در تهران بدون"منطق رفتاري" به نظر مي آيند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در دوشنبه هفتم خرداد 1386 |

۱.

"پاتوق و مدرنيته ايراني"  کتابي است از تقي آزاد ارمکي عضوء هيات علمي دانشگاه تهران که توسط انتشارات لوح فکر و در سال 1384 انتشار يافته است .

کتاب در سه فصل تنظيم شده است. در فصل اول با عنوان" دامنه پاتوق از منظر جامعه شناسي" ، آزاد به تعريف پاتوق و ويژگي هاي آن مي پردازد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 |

« نویسنده اندیشه اش را روی میز مرمر کافه پهن می کند و تعمقی دور و دراز .زیرا می خواهد پیش از رسیدن لیوانش از زمان استفاده کند»

والتر بنيامين ـ خيابان يك طرفه

1. گفت‌وگو

پاتوق در بدو امر دو حوزه معنايي پيدا مي‌كند؛ يكي «تجسم مكاني» پاتوق كه همان كافه‌ها و قهوه‌خانه‌هاي قديمي و كافي‌شاپ‌هاي جديد است و ديگري «تجسم زباني» آن كه به منظور پاسخ‌ به چرايي پاتوق، صورت بندي مي‌شود.در اين حوزه معنايي پاتوق را مي‌توان، «گفت و گويي» فارغ از «نهاد» دانست. نهادهايي همچون دولت، خانواده، مدرسه، دانشگاه و غيره.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امین بزرگیان در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 |